در حال بارگذاری ...
یادداشت صفرعلی اوجانی پیشکسوت تئاتر مازندران

خواندن نمایشنامه بمثابه رمان

دردنیای امروزکه نیازبه ارتباط باجهان بدون مرز، بیش از بیش احساس می شود،هنرنمایش می تواند ،باخلاقیت هنرمندان کشور، اعم ازسرگرم سازی ،آموزش وبه حرکت در آوردن اندیشه وبرقراری ارتباط، وظیفه این امر مهم را به عهده بگیرد. قبل ازویروس کرونا ،ما در سالن های تیاتربرای تماشای نمایش گرد هم می آمدیم تا بقولی، باهم بگرییم وبخاطر بسپاریم ،بخندیم ،بیاندیشیم ، بیاموزیم وبیاموزانیم وبیش از همه با تخیل خویش خلق کنیم .

به گزارش خبر نگار ایران تئاتر از مازندران، صفرعلی اوجانی درباب این روز های تئاتر مازندران نوشته ایی را به انجمن هنرهای نمایشی مازندران ارسال کردند. در بخشی از این یاداشت آمده است:
دردنیای امروزکه نیازبه ارتباط باجهان بدون مرز، بیش از بیش احساس می شود،هنرنمایش می تواند ،باخلاقیت هنرمندان کشور، اعم ازسرگرم سازی ،آموزش وبه حرکت در آوردن اندیشه وبرقراری ارتباط، وظیفه این امر مهم را به عهده بگیرد.
قبل ازویروس کرونا ،ما در سالن های تیاتربرای تماشای نمایش گرد هم می آمدیم تا بقولی، باهم بگرییم وبخاطر بسپاریم ،بخندیم ،بیاندیشیم ، بیاموزیم وبیاموزانیم وبیش از همه با تخیل خویش خلق کنیم . کنار هم می نشستیم تا در برابر شگردها وتردستیهای فنی نمایش ،شگفت زده شده وبه رویا فروبرویم ،اما به یکباره کرونا این جشن خلق شگفت آورقابلیتهایمان را ، ازما گرفت !حالا که سالن های نمایشی مان سوت وکورند و شده اند کلبه احزان، چه باید کرد؟
پیشنهاد من بعنوان یک علاقمند به هنر نمایش که حالا بابیش ازچهاردهه ، دستی ازنزدیک برآتش تاتر دارم، این است که ( نمایشنامه بخوانیم ) به همان سبک وسیاقی که داستان ورمان می خوانیم،البته با یکی دوتا امّا و اگرهای ادبی، چرا که خواندن نمایشنامه با خواندن دیگر متون ادبی متفاوت است ،زیرا که یک نمایشنامه نویس متن ادبی اش را برخلاف رمان بصورت یک اثرخودکفا تمام وکمال نمی نویسد ،یعنی غایت این اثر ادبی که نویسنده خلق کرده نیاز به یک تجربه دست جمعی دارد تا تامین شود.
هسته اصلی یک اجرای نمایش ،که همان متن است توسط نمایشنامه نویس خلق شده است ،اما این مکالمات دراماتیک نیاز به یک گروه هنرمند اعم از بازیگر ،کارگردان ،طراح صحنه ولباس وگریمور دارد تا آنرا برصحنه تاتر جان ببخشد ،مضافا باینکه مدیر صحنه ،کارگردان ،موزیسین برای موزیک متن نمایش ،متخصصین نور وصدا هم نیاز است .
توجه کردید، برای اینکه یک متن نمایشیی تبدیل به یک اجرای صحنه ای بشود ،یک لشکر می خواهد که با خواندن صرف نمایشنامه افاقه نمی کند .
در حالی که انواع ادبیات روایتی همانند رمان برقوه تخیل یک خواننده متکی است ولی یک نمایشنامه بعد ازخلق متن نگاه بسوی یاری هنرمندان برشمرده فوق دارد .
اما من خیلی ناامیدتان نمی کنم ،وعلاقمندم که شما هم از خواندن نمایشنامه بسان رمان لذت ببرید، واین البته مستلزم این است که قوه تخیّلتان را صحنه تاتر کنید ،ومی دانم که بسیاری از شما که طرف صحبت من هستید، کما بیش اهل کتاب ،سینما وتاتر هستید وافرادی که نمایشهای زیادی روی صحنه دیده اند ضمن درک مطالب گفته شده ،اطمینان دارم که لذت بیشتری خواهند برد .
از تجربه هایم برایتان درنمایشنامه خوانی می گویم :
هرگاه که قصد می کردم یک نمایشنامه ایرانی بخوانم ،برای درک بهتر ازجغرافیای نمایشنامه یک سرک به محل تولد نویسنده می کشیدم ،بطور مثال اگر قراربود از آثار اکبر رادی ، نمایشنامه ای را بخوانم ،به زندگی وآداب ورسوم مردمان خطه گیلان سرک می کشیدم، ویا اگرقصدمی کردم نمایشنامه های سه گانه (یرما)،(عروسی خون )،(خانه برناردآلبا ) اثر (فدریکوگارسیا لورکا ) نمایشنامه نویس اسپانیایی را بخوانم ، برای آشنایی بیشتر با نوع زندگی مردمی که (لورکا) مطرح کرده اززادگاهش اطلاعاتی ولواندک کسب می کردم .
اگر بدانید خواندن نمایشنامه های (مرغ دریایی) ،(باغ آلبالو) و(دایی وانیا) نوشته (آنتون چخوف ) روسی، چه لذتبخش وقدرتمند است ! البته و صد البته نباید فراموش کنیم که این چند مورد برشمرده ، یک مشت نمونه خرواراست .
گروهی نمایشنامه را سخت ترین نوع ادبیات برای خوانش می دانند و در مقابل هستند گروه هایی که چون میزان درک شان از متن نمایشنامه بواسطه سابقه ذهنی وتخیل بیشتری که دارند ،نمایشنامه را آسانترین نوع ادبیات برای خواندن می پندارند،واستدلالشان هم این است که در هنگام خواندن متن نمایشنامه قدرت تجسم شان را از آنچه نمایشنامه نویس مَدِنظرش بوده بالا برده اند،یعنی اینکه با نویسنده در جان بخشیدن به دنیایی که او خلق کرده است همکاری وهمدلی می کنند .
درست است که نمایشنامه در مقایسه با رمان کُدهای کمتری به خواننده می دهد ،اما در خوانش نمایشنامه ،خواننده فرصت دارد که میزانسن ها وصحنه ها را مطابق سلیقه ودلخواه خودش بازسازی وخلق کند ،وازآنجایی که کار نیکو کردن از پر کردن است ،لذا هرچه بیشتر نمایشنامه بخوانیم ،انجام این امر سهل الحصول تراست .
یکی از اصلی ترین تفاوتهای رمان با نمایشنامه این است که رمان نویس در طول داستانی که در قالب رمان برای ما بیان می کند باندازه کافی وقت دارد که شخصیت هایی را که خلق می کند به ما معرفی کند ،اما نمایشنامه نویس در این مورد دست وبالش بسته است ،حدود یکساعت تادوساعت وقت دارد تا شخصیت های نمایش اش را بشناساند.
خلاصه اینکه دنیای نمایشنامه دنیای شگفت انگیزی است که حقایق انسانی واجتماعی را از میان قلب هایمان ،از میان اندیشه واز میان جسم وجانمان عبور می دهد وبطرزی زیبا ودرخشان والبته اسرارآمیز،به اجبار ما ودنیای کرونایی مارا سرشار می کند .
چرا نشسته اید ؟ ازهمین الان شروع کنید، مثلا :نمایشنامه ای ازاکبر رادی(لبخند باشکوه آقای گیل) یادکترغلامحسن ساعدی بانمایشنامه (چوب بدستهای ورزیل ) وچه می دانم از یاسمینا رضا نمایشنامه نویس فرانسویِ ایرانی تبار بانمایشنامه (خدای کشتار) و...نوش جانتان ،حالشو ببرید.
 
صفرعلی اوجانی
تنکابن – زمستان 99




مطالب مرتبط

روابط عمومی انجمن هنرهای نمایشی استان مازندران خبر داد

نمایش لوتی های محل در رامسر به صحنه رفت
روابط عمومی انجمن هنرهای نمایشی استان مازندران خبر داد

نمایش لوتی های محل در رامسر به صحنه رفت

نمایش لوتی های محل به کارگردانی رسول اسماعیل زاده با حمایت موسسه فرهنگی و هنری شمیم معرفت رامسر و همکاری انجمن هنرهای نمایشی شهرستان رامسر و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی در ایام نوروز به مدت شش روز و شش سانس اجرا در سالن شهید سلیمان نژاد رامسر با رعایت پرتکل های بهداشتی به اجرا ...

|

مدیرمسئول آموزشگاه تئاتر شهرشمال خبرداد:

دومین دوره کارگاه آموزشی رقابتی خلق در صحنه برگزار شد
مدیرمسئول آموزشگاه تئاتر شهرشمال خبرداد:

دومین دوره کارگاه آموزشی رقابتی خلق در صحنه برگزار شد

دومین دوره کارگاه آموزشی رقابتی خلق در صحنه " اقتباس" پس از سه روز و گذراندن ۳۰ ساعت آموزش ، با رعایت پروتکل های بهداشتی و انجام تست صحت و سلامت هنرجویان شرکت کننده ، در عصر روز جمعه ۲۴ بهمن ۱۳۹۹ ، با ۷ اجرا به روی صحنه رفت.

|

از سوی گروه تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی  واحد مازندران

نمایش «سپاسگزاری» در بابلسر به اجرا در آمد
از سوی گروه تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران

نمایش «سپاسگزاری» در بابلسر به اجرا در آمد

نمایش سپایگزاری به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا گل محمدی تواندشتی و مشاور کارگردانی سیده زینب تقوی، 21 تیرماه 1400 از سوی گروه تئاتر سیاوشان جهاد دانشگاهی واحد مازندران در سینما شقایق بابلسر به اجرا در آمد

|

نظرات کاربران